تبليغاتX
باران

باران

به نام آنکه اشک را آفرید تا شهر عاشقان آتش نگیرد

فقر

فقر

ميخواهم  بگويم ......


فقر  همه جا سر ميكشد .......


فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......


فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز


پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......


فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي


فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......


فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه


روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......


فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه


روي آن يادگاري نوشته اند .....


فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به


خيابان انداخته ميشود .....


فقر ،  همه جا سر ميكشد ........


 فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..


فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است ..

 
زنده یاد دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در  89/06/22ساعت 9:6  توسط سیروس   | 

مرگ من

من میمیرم ... اما مرگ من ، مرگ زندگی من نیست!

مرگ من ، انتقامی است که زندگی من ، از جعل کننده ی نام خودش می گیرد؟.

 من میمیرم تا زندگی زیر دست و پای مرگ نمیرد!...

مرگ من، عصیان یک زندگی است که نمی خواهد بمیرد...!

(کارو)

+ نوشته شده در  89/05/06ساعت 8:49  توسط سیروس   | 

ایمان

چندروز پیش جمله ای را به نقل یکی از هنر پیشه های محبوب کشورمان خوندم جمله این بود:

هرکس از این در وارد شد نانش دهید ابش دهید اما از ایمانش نپرسید .

بعد ازاون به فکر افتادم چه خوب بود ایمان فقط در دل هامان بود واز اون استفاده ابزاری نمی کردند....... 

+ نوشته شده در  88/11/21ساعت 23:29  توسط سیروس   | 

خدایا کفر نمی‌گویم

خداوندا

پریشانم        

 چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!     

 مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی 

 لباس فقر پوشی   

 غرورت را برای ‌تکه نانی‌به زیر پای‌ نامردان

بیاندازی‌ 

  و شب آهسته و خسته   

   تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی 

  زمین و آسمان را کفر می‌گویی


نمی‌گویی؟!

می گویی....می گویی

(دکتر علی شریعتی)

+ نوشته شده در  88/04/03ساعت 8:15  توسط سیروس   | 

اسراف محبت

 

وقتی کبوتری شروع به معاشرت

با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند،

 ولی قلبش سیاه میشود.

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن

نیست اسراف محبت است

( دکتر علی شریعتی)

+ نوشته شده در  88/03/05ساعت 9:58  توسط سیروس   | 

خاموش بودن بهتر از نالیدن است

 

من دیگر ناله نمی کنم ، قرنها نالیدن بس است

می خواهم فریاد بزنم!

 

اما اگر نتوانستم سکوت می کنم

خاموش بودن بهتر از نالیدن است ...

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  87/10/23ساعت 11:43  توسط سیروس   | 

درد بی کسی

 




از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

و هر زمزمه ای بانگ عزایی

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...

در هراس دم می زنم 

در بی قراری زندگی می کنم

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

من در این بهشت ،

همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"

"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"

دردم ، درد "بی کسی" بود

« دکتر علی شریعتی»

 

 

+ نوشته شده در  87/10/05ساعت 11:5  توسط سیروس   | 

مادر

 

مادر بی تو تنها وغریبم

اتاق خالی ام بی تو چه سرده

مادر .مادر خوب وقشنگم

بدون تو دلم اینجا می گیره

شبا با صدای لالایی های تو خوابیدم

لالایی مادرم

حالا نوبت توست .

توبخواب امیدم .

خدمت همه دوستان سلام عرض میکنم .۱۸آبان مادرخوبم پس از تحمل دردفراوان جلوی چشمانم دار فانی را وداع گفت و من وخواهر وبرادران یتیمم را تنها گذاشت لحظه بسیار سختی بود .از همه شما دوستان می خواهم قدر مادرتون بدونید چرا که هیچ چیزی در دنیا جایگزین یک نگاه مادر نخواهد شد.


+ نوشته شده در  87/09/05ساعت 12:49  توسط سیروس   | 

دروغ ساده ترین سلام تو بود

 


 

دروغ ساده ترین سلام تو بود

از همه چیز می‌گفتی و آسمان را برایم ریسه بستی

چراغ ماه به سخنان تو روشن بود

عمر ستاره به طولانی بودن بوی خاطرات باقی مانده می‌مانست

سوسو میزد کلامت در یادم، هر چه می‌گفتی حقیقت بود

هر چه می‌ماند غنیمت

دروغ ساده ترین سلام تو بود

(فرزاد حسنی)

 

+ نوشته شده در  87/07/30ساعت 8:17  توسط سیروس   | 

اگر مي دانستي

 


اگر  مي دانستي که چقدر دوستت دارم

سکوت را فراموش مي کردي
تمامي ذرات وجودت، عشق را فرياد مي کرد.


اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم

چشمهايم را مي شستي
و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي.


اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم

نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم.


+ نوشته شده در  87/07/17ساعت 7:56  توسط سیروس   | 

انسان بودن

خداوندا

 اگر روزي بشر گردي

 ز حال ما خبر گردي

 پشيمان مي شوي از قصه خلقت

 از اين بودن از اين بدعت

 خداوندا

نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا

چه دشوار است

 چه زجري مي کشد آنکس که انسان است

و  از احساس سرشار است

دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده در  87/07/03ساعت 13:40  توسط سیروس   | 

علم بهتر است یا ثروت

در گذشته های نه چندان دور موضوع علم بهتراست یاثروت یکی از موضوعات پروپاقرص انشاءدر مدارس بودو همه متوفق القول بودند که علم بهتراست .

اما در وضعیت کنونی به نظر من ثروت وعلم یه جورایی بهم بسته شده اند. هم با علم میشه ثروتمند شدوهم با ثروت میشه دارای علم شد.

به نظر شما امروزه اون قداست علم مثل قبل وجود داره .آیا قبلاهم میشد با پول مدرک دار شد و با مدرک راه ثروت هموار کرد .

منتظر نظرات شما عزیزان هستم . سربلندو پیروز باشید

+ نوشته شده در  87/06/23ساعت 10:18  توسط سیروس   | 

هیچ گاه كسي را دوست نداشته باش،


هیچ گاه كسي را دوست نداشته باش، چون دوست داشتن اسارت است و اسارت انسان را به جنون مي كشاند هر گاه کسی را دوست داشتي رهايش كن. اگر به سویت باز نگشت بدان كه از اول هم مال تو نبوده .                                             

                                                                                   دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  87/06/04ساعت 8:7  توسط سیروس   | 

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

 
دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  87/05/19ساعت 13:46  توسط سیروس   | 

اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست

اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست

 او جانشين همه نداشتنهاست

 نفرين ها و آفرين ها بی ثمر است

 اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند

 و از آسمان هول و کينه بر سرم بارد

 تو مهربان جاودان آسيب نا پذير من هستی

 ای پناهگاه ابدی

 تو می توانی جانشين همه بی پناهی ها شوی

 

خداوندا

 اگر روزي بشر گردي

 ز حال ما خبر گردي

 پشيمان مي شوي از قصه خلقت

 از اين بودن از اين بدعت

 خداوندا

نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا

چه دشوار است

 چه زجري مي کشد آنکس که انسان است

و  از احساس سرشار است

 

روزي از روزها ، شبي از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد

 اما مي خواهم هر چه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم

تا هرچه ديرتر بيفتم ، هر چه ديرتر و دورتر بميرم ،

 نمي خواهم حتي يگ گام يا يك لحظه

 پيش از آنكه مي توانسته ام بروم و بمانم ،

 افتاده باشم و جان داده باشم

                                                                          دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده در  87/05/12ساعت 10:43  توسط سیروس   | 

عشق

" عشق ايستادن زير بارون و دوتايي خيس شدن با هم نيست عشق اونه كه يكي براي ديگري چتري باشه و اون هيچوقت نفهمه كه چرا خيس نشده "

www.kayvan-love.coo.irwww.kayvan-love.coo.ir

 

 

+ نوشته شده در  87/05/10ساعت 10:50  توسط سیروس   | 

مهم نیست

مهم نيست که خسته ام...

 مهم اينه که باد، بارون، آسمون مال منه

مهم نيست که غمگينم... 

  مهم اينه که الان پر از تجربه ام

مهم نيست که يه دونه غصه دارم...

  مهم اينه که يه عالمه بهانه  براي لبخند زدن دارم

مهم نیست که شکست خوردم...

 مهم اینه که حالا یه قدم به موفقیت نزدیکترم

مهم نيست دلم شکسته...

  مهم اينه که خدا درون دلهاي شکسته ست

+ نوشته شده در  87/05/02ساعت 10:18  توسط سیروس   | 

سخنی از افلاطون

 ناتوان ترین مردم آن است که نتواند سرّ خویش را نگه دارد ،

نیرومندترین مردم آن است که خشم خویش نگه دارد .

از همه صابرتر کسی است که تهی دستی را کتمان کند و

 از همه قانع تر کسی است که به آنچه میسّر شود بسازد .

جاهل دشمن خویش است ، چگونه دوست دیگری می شود ؟!

+ نوشته شده در  87/05/01ساعت 12:29  توسط سیروس   | 

چند سخن از بزرگان

زندگي چيز بي ارزشي است و ارزشمند تر از آن چيزي نيست (مسعود بهنود)

دلهايي که به واسطه غم به هم گره مي خورند در شوکت شادماني از هم جدا نخواهند شد و عشقي که با اشک تطهير شده است پاک و زيبا، جاودانه مي ماند. (جبران خليل جبران)

اگر با دلت چيزي يا کسي را دوست داشتي زياد جدي نگير چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه مانند کار چشم که ديدنه و کار گوش که شنيدنه، اما اگه روزي با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگر عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که نامش عشق واقعي است      (افلاطون)

+ نوشته شده در  87/04/22ساعت 10:39  توسط سیروس   | 

ما گاهي خوشبختيم

آنكه از ما بالاتر است ما را بدبخت مي داند ، آن كه از ما پائين تر است ما را خوشبخت تصور مي كند ، اما هر دو در اشتباهند ، زيرا ما گاهي خوشبختيم و غالبا بدبخت : بدبختي ما در آن ايامي است كه به نقايص زندگي خود توجه داريم و خوشبختي ما در لحظات كوتاهي است كه به نعمتهاي زندگي خود نظر مي اندازيم .


براي غلبه بر ظلمت كافي است چراغ روشن كنيم ، چون نمي توان ظلمت را روشن كرد .
ثروتمند كسى نيست كه بيشترين ها را دارد؛بلكه كسى است كه به كمترين ها نياز دارد

+ نوشته شده در  87/04/17ساعت 8:52  توسط سیروس   | 

عشق

www.hamtaraneh.com

 

 

 

 

 

 

www.hamtaraneh.com

 


www.hamtaraneh.com

دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
www.hamtaraneh.com


+ نوشته شده در  87/04/13ساعت 8:28  توسط سیروس   | 

زندگی

زندگي راز بزرگي ست كه در ما جاري است

. زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست.

 زندگي وزن نگاهي ست كه در خاطره ها مي ماند.

 شايد اين حسرت بيهوده كه در دل داري شعله گرمي اميد تو را خواهد كشت.

زندگي درک همين اکنون است.

زندگي شوق رسيدن به همان فردائيست كه نخواهد آمد.

 

 

+ نوشته شده در  87/04/10ساعت 12:24  توسط سیروس   | 

مادر

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام ساز

زن هستي ساز و نظم ده و مهر گستر است ســـــــــــرچشمهء محبت و الطاف داور است بهر صفا و لطف خـــــــــــدا عشق مظهر است بعد از خـــــــدا به سجده بوَد زآنکه مادر است

درزيباترين واژه بر لبان آدمي واژه مادر است. زيباترين خطاب مادر جان است. مادر واژه ايست سرشار از اميد و عشق. واژه اي شيرين و مهربان که از ژرفاي جان بر مي آيد. روزت مبارک مادر

+ نوشته شده در  87/04/03ساعت 11:34  توسط سیروس   | 

بگذار تا مرواريد دريايت شوم

 

ای ستاره ی درخشان آسمان دلم

اشك سوزان چشمان مرا ببين ، بغض من در جاده هاي بي كسي گم شده

دوست ندارم همچون يك عروسك كوكي باشم

هرگز نمي خواهم كه در صندوقچه ي دلت مخفي بمانم

نمي خواهم در فشار هرزه ي نگاهها خرد شوم

من طالب پيوستن هستم ،من مي خواهم شاهد سپيده دم عشق باشم

من هم مي خواهم سرود عاشقانه سر دهم

بگذار تا معناي هستي را در يابم و معجزه ي عشق را ببينم

مي خواهم به آرامي به روي مخمل شب چشمهانم را بر هم گذارم

هجوم كابوسهاي شبانه را از من برهان

تيغ بي وفايي را به من نشان مده ...شوق پرواز را به من بياموز

 و جاي حسرت را برايم باقي مگذار

بگذار تا مرواريد دريايت شوم

(امید)

+ نوشته شده در  87/04/01ساعت 8:10  توسط سیروس   | 

دنیا را بد ساختند

دنیا را بد ساختند

کسی را که دوست داری‌  دوستت ندارد.

کسی که ترا دوست دارد . تو دوستش نداری

اما کسی که تو دوستش داری واو هم دوستت دارد

به رسم و آیین زندگانی بهم نمی رسند

واین رنج است

 این یعنی زندگی

(دکتر علی شریعتی)

+ نوشته شده در  87/03/25ساعت 10:44  توسط سیروس   |